لیست دامنه ها

 62
 آباي رسول الله (ص) «تصويب اولی» 
 کلام اسلامي

آباي رسول الله (ص)

(پدر و اجداد پدري رسول خدا (ص) )

کلمه آباء جمع "اَب" به معناي پدر است. اين واژه در لغت عرب بر هر چه در ايجاد، اصلاح و يا ظهور چيزي مؤثر باشد، اطلاق شده است. از همين رو، رسول خدا (ص) خودشان و امام علي (ع) را پدر امت اسلام دانسته است (بحارالانوار، ج 23، ص 259) ، و به همين مناسبت از عمو، جد (پدر بزرگ) و معلم هم تعبير به اَب مي‌شود (مفردات الفاظ القرآن، ص 75؛ مجمع البحرين، ج 1، ص 15؛ التحقيق فى كلمات القرآن، ج 1، ص 26) .

اصطلاح آباي رسول الله (ص) شامل بحث از پدر و اجداد پدري رسول خدا (ص) و حتي مادر و مادران اجداد پدري ايشان نيز مي‌شود.

ذيل اين اصطلاح، در علم تاريخ به معرفي آباي آن حضرت مي‌پردازند (شرح المقاصد، ج 5، ص 61) اما در علم کلام- و در بخش نبوت خاصه- از ايمان پدران و مادران رسول الله (ص) بحث مي‌شود. علت طرح اين بحث در علم کلام ناسازگاري کفر آباء و امهات پيامبران با لزوم پيراستگي انبياء و رسولان الاهي انبياء (ع) از هر عامل جسمى و روحى و حسبى و نسبى است كه موجب تنفّر جامعه مى‏گردد (الاعتقادات، ص 110؛ كشف المراد فى شرح تجريدالاعتقاد، ص 349؛ احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج 2، ص 276)

به اعتقاد محققان، برخي به دليل دشمني با امير مومنان (ع) در صدد برآمدند پدر و نياکان ايشان را مشرک بشمارند. و چون نياکان ايشان با رسولخدا (ص) مشترک است، ادعا کردند که پدران رسولخدا (ص) نيز مي‌توانند موحد نباشند. گاهي نيز به اين دليل که آباي خلفا همگي از کفار و مشرکين بودند در صدد برآمدند که فضيلت ايمان آباء رسول خدا (ص) و اهل بيت ايشان را انکار کنند تا با آن‌ها در اين امر مساوي شوند و در اين راه از جعل حديث هم استفاده کردند (الصحيح من سيرة النبى الأعظم (ص) ، ج 2، ص 195؛)

نسب رسول خدا (ص) تا جد بيستم به اتفاق سيره ‌نويسان ونسب ‌شناسان به اين شرح است:

محمدبن عبدالله بن عبدالمطلب (شيبه) بن هاشم (عمرو) بن عبدمناف (مغيره) بن قصي (زيد) بن کلاب بن مره بن کعب بن لؤي بن غالب بن فِهر (قريش) بن مالک بن نضر (قيس) بن کنانه بن خزيمه بن مدرکه (عامر) بن الياس بن مضر بن نزار بن معدّ بن عدنان (السيرة النبوية، ج 1، ص 1؛ تاريخ طبرى، ج 2، ص 239- 271) اما بعد از آن مورد اختلاف فراوان است.

در مورد مادر رسول خدا (ص) و مادران اجداد ايشان نيز اختلاف است. طبري اسامي آنان تا جده بيستم را چنين ذکر کرده است: آمنه بنت وهب، فاطمه بنت عمرو بن عائذ همسر عبدالمطلب، سلمي بنت عمرو (يا سلمي بنت زيد بن عمرو) همسر هاشم، عاتکه بنت مره همسر عبد مناف، حبي بنت حليل بن حبشيه همسر قصي، فاطمه بنت سعد بن سيل (خير) همسر کلاب، هند بنت سرير بن ثعلبه همسر مره، وشيه بنت شيبان بن محارب همسر کعب، ماويه بنت کعب بن القين همسر لؤي، عاتکه بنت يخلد بن النضر همسر غالب، ليلي بنت الحارث بن تميم همسر فهر، جندله بنت عامر بن الحارث همسر مالک، عکرشه بنت عدوان (حارث) بن عمرو همسر نضر، بره بنت مربن أد همسر کنانه، عوانه بنت سعد بن قيس همسر خزيمه، سلمي بنت سليم بن الحاف همسر مدرکه، خندف (ليلي) بنت حلوان بن عمران همسر الياس، الرباب بنت حيده بن معد همسر مضر، سوده بنت عک همسر نزار، معانه بنت جوشم بن جلهمه همسر معد، مهدد بنت اللهم بن جلحب بن جديس همسر عدنان (تاريخ طبرى، ج 2، ص 239- 272)

به اجماع عالمان شيعه و عده‌اي از اهل سنت پدر و مادر حضرت رسول (ص) و همه اجداد آن حضرت تا آدم موّحد و خداپرست بوده‏اند (اوائل المقالات، ص 45؛ کشف الخفاء: ج1، ص62؛ بحار الأنوار، ج15، ص 118. جوادي آملي، وحي و نبوت ـ تفسير موضوعي، ج3، ص390؛ روح المعاني في تفسير القرآن العظيم، ج 1، ص371)

اين گروه براي اثبات عقيده خود به دلايل ذيل استناد کرده‌اند:

الف) دليل عقلي: پيامبر (ص) بايد از هر چيزي که موجب نفرت و دوري مردم از وي مي‌شود، منزه و پاک باشد (کشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد، ص276؛ المواقف، ص265؛ شرح المقاصد: ج5، ص61) ، ولي مشرک بودن نياکان موجب نفرت و دوري مردم مي‌شود (بداية المعارف الالهية، ج‏1، ص 259؛ كشف المرادفى شرح تجريدالاعتقاد، ص 349- 350؛ ارشاد الطالبين الى نهج المسترشدين، ص 304- 305) .

ب) آيات قرآن:

1. الَّذي يراكَ حينَ تَقُومُ وَ تَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدينَ؛ همان كسى كه تو را به هنگامى كه (براى عبادت) برمى‏خيزى مى‏بيند و (نيز) حركت تو را در ميان سجده كنندگان‏ (شعراء آيه 218- 219)

ابن عباس در تفسير اين آيه از پيامبر (ص) نقل کرده که فرمود: يعني ترا مي‌بيند که از صلب پيامبري به صلب پيامبر ديگر منتقل مي‌شدي تا اين که به دنيا آمدي (- مجمع البيان، ج 7، ص 384- 385) . از امام باقر (ع) و امام صادق (ع) نيز در تفسير اين آيه روايت شده: حضرت محمد (ص) از آدم (ع) در اصلاب پيامبران بود و از پيامبري به پيامبر ديگر منتقل مي‌شد تا اين که به زناشويي مشروع و حلال، بدون آلودگي به زنا و سفاح (ازدواج غير مشروع) به صلب پدر خويش منتقل شد (عصمة الانبياء، ص 251) .

2. وَ إِذْ قالَ إِبْراهيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَ اجْنُبْني‏ وَ بَنِي أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنام؛ (به ياد آوريد) زمانى را كه ابراهيم گفت: پروردگارا! اين شهر [مكّه‏] را شهر امنى قرار ده! و من و فرزندانم را از پرستش بت‌ها دور نگاه دار (إبراهيم آيه 35) . كلمه "بني" تمامى فرزندانى را كه از نسل او پديد آيند شامل مى‏شود، زيرا كلمه "ابن" در لغت عرب همانطور كه بر فرزند بلا فصل اطلاق مى‏شود، بر فرزندان نسل‌هاى بعدى نيز اطلاق مى‏شود، هم چنان كه قرآن كريم ابراهيم را پدر مردم عرب و يهود زمان رسول خدا (ص) خوانده و فرموده است: مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْراهِيمَ (حج آيه 78) . و اطلاق بنى اسرائيل (فرزندان يعقوب) بر يهوديان عصر نزول قرآن- كه در آيات متعددي از قرآن آمده- از همين باب است.

ج) احاديث:

1. پيامبر (ص) فرمود: پيوسته از صلب‌هاي پاک (طاهر) به رحم‌هاي پاکيزه (طاهرات) منتقل مي‌شدم (النور المبين في قصص الأنبياء و المرسلين، ص: 109) . کلمه طاهرين و طاهرات نشان مي‌دهد که پدران و مادران رسول خدا (ص) موحّد و خداپرست بوده‌اند چون مشرک طاهر نيست، همان گونه که قرآن مي‌گويد: إنّما المشرکون نجس؛ همانا مشرکان نجس هستند.

2. رسول خدا (ص) فرمود: خداوند ما را در صلب آدم قرار داد و بعد به صلب‌هاي پدران و رحم‌هاي مادران منتقل کرد و نجاست شرک و سفاح کفر به ما نرسيد (- بحارالانوار، ج 25، ص 20)

3. در منابع اهل سنت آمده که پيامبر اکرم (ص) نياکان خود را در روز قيامت شفاعت خواهند کرد، چنان که رسول خدا (ص) فرمود: "من از پروردگارم خواستم چهار نفر را ببخشد و او آن‌ها را خواهد بخشيد ان شاء الله: آمنه دختر وهب، عبدالله بن عبدالمطلب، ابوطالب بن عبدالمطلب و مردي از انصار که بين من و او حق نان و نمک (پيمان) بود" (بحارالأنوار، ج 15، ص108؛ تاريخ يعقوبي، ج 2، ص35) . و چون طلب مغفرت و شفاعت براي مشرکان بر اساس دستور قرآن جايز نيست (توبه 113) پس اين افراد موحّد بوده‌اند.

4. حضرت علي (ع) مي‏فرمايد: به خدا سوگند پدرم ابوطالب و اجدادم عبدالمطلب، هاشم و عبد مناف هيچگاه بت نپرستيدند (بحارالانوار، ج 15، ص 144) .

5. همچنين پيامبر اکرم (ص) فرمودند: عبدالمطلب و ابوطالب با قول لااله‏الاّالله، محمد رسول الله و مذهب ابراهيم از دنيا رفتند (سيره ابن سعد، ج 1، ص 105، باب ذکر عبدالمطلب)

د) دليل تاريخي: در متون تاريخي نه تنها دليل صريحي بر مشرک بودن نياکان پيامبر (ص) وجود ندارد، بلکه دلايلي وجود دارد که موحّد و يگانه پرست بودن نياکان آن حضرت را ثابت مي‌کند. به عنوان مثال عبدالمطلب جدّ پيامبر (ص) به دليل عمل به آيين حنيف ابراهيمي به ابراهيم ثاني ملقّب شده بود و از وي شعري نقل شده که مطلعش اين است:

يا رب أنت الأحد الفرد الصمد إن شئت ألهمت الصواب و الرشد

يعني: ‌اي پروردگار تو احد، فرد و صمد هستي، اگر بخواهي راه راست و رستگاري را الهام مي‌کني (تاريخ يعقوبي، ج 1، ص247) .

هم چنين از پدر و مادر گرامي پيامبر اسلام (ص) اشعاري در کتاب‌هاي تاريخي نقل شده که همگي دلالت بر ايمان آنان مي‌کند (مفاهيم القرآن، ج 5، ص146و 147؛ السيرة النبوية، ابن هشام، ج 1، ص178) .

در مقابل اين ديدگاه، بيش تر علماي اهل سنت معتقدند که پدر و مادر حضرت رسول اکرم (ص) مشرک بوده و در آتش جهنم گرفتار خواهند آمد و براي اثبات ادعاي خود به چند دليل استناد مي‌کنند:

الف) قرآن: وَ إِذْ قالَ إِبْراهيمُ لِأَبيهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْناماً آلِهَةً إِنِّي أَراكَ وَ قَوْمَكَ في‏ ضَلالٍ مُبين؛ (به خاطر بياوريد) هنگامى را كه ابراهيم به پدرش [عمويش‏] آزر گفت: آيا بتهايى را معبودان خود انتخاب مى‏كنى؟ ! من، تو و قوم تو را در گمراهى آشكارى مى‏بينم (أنعام آيه 74)

مي‌گويند: به مقتضاي اين آيه حد اقل يکي از نياکان پيامبر (ص) يعني آزر- پدر حضرت ابراهيم (ع) - آيه دلالت طبق اين آيه اب يعني پدر ابراهيم (ع) مشرک و بت پرست بوده است.

پاسخ داده‌اند که آزر پدر حضرت ابراهيم (ع) نبوده، بلکه عمو يا جدّ مادري حضرت ابراهيم (ع) بوده است. شاهد اين ادعا آن است که حضرت ابراهيم براي پدر و مادرش دعا کرد و فرمود: ربّنا اغفر لي و لوالدي و للمؤمنين يوم يقوم الحساب؛ پروردگارا من و پدر و مادرم و همه مؤمنان را در آن روز که حساب برپا مي‌شود بيامرز (إبراهيم آيه 41) در حالي که قرآن از استغفار نسبت به مشرکان نهي کرده است، پس معلوم مي‌شود مراد از والد در آيه شريفه آزر نبوده، بلکه پدر و مادر واقعي حضرت ابراهيم (ع) بوده که موحّد از دنيا رفته‌اند (مجمع البيان، ج6، ص86؛ منهج الصادقين، ج5، ص146) .

ب) احاديث:

1.... پيامبر (ص) براي مادرش درخواست شفاعت کرد، جبرئيل گفت: براي کسي که مشرک مرده است استغفار نکن (مجمع الزوائد، ج1، ص117؛ سبل الهدي في سيرة خير العباد، ج1، ص117) .

2. پيامبر (ص) به پسران مليکه فرمود: مادر شما در آتش است. اين سخن بر آن‌ها گران آمد، پس آن‌ها را فرا خواند و فرمود: مادر من هم با مادر شما است (أدلة معتقد أبي حنيفة في أبوَي الرسول، ص73؛ صحيح مسلم بشرح النووي، ج3، ص79) .

در پاسخ گفته شده: اين دو حديث ضعيف و غير قابل استناد هستند چون در سند حديث اول محمد بن جابر است که ضعيف شمرده شده (الضعفاء الصغير 103؛ الضعفاء والمتروکين 233؛ المجروحين من المحدثين والضعفاء والمتروکين، ج1، ص167) ، و در سند حديث دوم نيز عثمان بن عمير تضعيف شده است (سبل الهدي في سيرة خير العباد، ج2، ص127؛ ناسخ الحديث و منسوخه، ص489) .

برخي از عالمان اهل سنت معتقدند با استناد به روايتي که از جناب عايشه نقل شده، گفته‌اند پدر و مادر رسول خدا (ص) مشرک بودند، ولي رسول الله (ص) آن‌ها را زنده کرد و آنها به پيامبر (ص) ايمان آوردند و دوباره از دنيا رفتند (کشف الخفاء، ج1، ص61؛ لسان الميزان، ج4، ص305) ، در حالي که اين حديث، ضعيف و غير معتبر است (کشف الخفاء، ج1، ص62و 63؛ أدلة معتقد أبي حنيفة في أبوَي الرسول، ص87) .

مجلسي، محمد باقر بن محمد تقي، بحارالانوار

راغب اصفهاني، حسين بن محمد، مفردات الفاظ القرآن

طريحي، فخر الدين بن محمد، مجمع البحرين

مصطفوي، حسن، التحقيق فى كلمات القرآن

تفتازاني، مسعود بن عمر، شرح المقاصد في علم الكلام

علامه حلي، حسن بن يوسف، كشف المراد فى شرح تجريدالاعتقاد

شوشتري، نور الله بن شريف الدين، احقاق الحق وازهاق الباطل

ابن بابويه، محمد بن علي، الاعتقادات

ابن هشام، عبدالملك بن هشام، السيرة النبوية (ص)

طبري، محمد بن جرير، تاريخ طبرى

فاضل مقداد، مقداد بن عبد الله، ارشاد الطالبين الى نهج المسترشدين

طبرسي، فضل بن حسن، مجمع البيان في تفسير القران

فخر رازي، محمد بن عمر، عصمه الانبياء

ذهبي، محمد بن احمد، مروج الذهب، ج 2، ص 265

شبر، عبد الله، حق اليقين فى معرفة اصول الدين، ج 1، ص 134

1-احقاق الحق و ازهاق الباطل؛ جلد 2 ؛صفحه 276
2-ارشاد الطالبين؛ صفحه 304، 3-صفحه 304 تا 305
4-الاعتقادات؛ صفحه 110
5-التحقيق فى كلمات القرآن؛ جلد 1 ؛صفحه 26
6-السيرة النبوية؛ جلد 1 ؛صفحه 1، 7-صفحه 2 تا 4
8-الصحيح من سيرة النبى الاعظم (ص)؛ جلد 2 ؛صفحه 185، 9-صفحه 195
10-الطبقات الكبرى؛ جلد 1 ؛صفحه 56
11-القرآن الكريم؛ سوره 14 ؛ آيه 35، 12-آيه 41
13-القرآن الكريم؛ سوره 2 ؛ آيه 119
14-القرآن الكريم؛ سوره 22 ؛ آيه 78
15-القرآن الكريم؛ سوره 26 ؛ آيه 218 تا 219
16-القرآن الكريم؛ سوره 33 ؛ آيه 6
17-القرآن الكريم؛ سوره 6 ؛ آيه 74
18-الميزان في تفسير القرآن؛ جلد 12 ؛صفحه 70
19-الميزان في تفسير القرآن؛ جلد 15 ؛صفحه 336
20-اوائل المقالات؛ صفحه 45
21-بحار الانوار الجامعة لدرر أخبار الائمة الاطهار؛ جلد 15 ؛صفحه 105، 22-صفحه 144
23-بحار الانوار الجامعة لدرر أخبار الائمة الاطهار؛ جلد 23 ؛صفحه 259
24-بحار الانوار الجامعة لدرر أخبار الائمة الاطهار؛ جلد 25 ؛صفحه 20
25-تاريخ طبرى (تاريخ الامم و الملوك)؛ جلد 2 ؛صفحه 239 تا 271 ، 26-صفحه 239 تا 272 ، 27-صفحه 272، 28-صفحه 276، 29-صفحه 437 تا 455
30-حق اليقين فى معرفة اصول الدين؛ جلد 1 ؛صفحه 134
31-شبهاي پيشاور؛ صفحه 797
32-شرح المقاصد في علم الكلام؛ جلد 5 ؛صفحه 61
33-عصمه الانبياء؛ صفحه 251
34-كشف المراد فى شرح تجريد الاعتقاد؛ صفحه 349، 35-صفحه 349 تا 350
36-مجمع البحرين؛ جلد 1 ؛صفحه 15
37-مجمع البيان في تفسير القران؛ جلد 7 ؛صفحه 384 تا 385
38-مجمع البيان في تفسير القران؛ جلد 8 ؛صفحه 122
39-مروج الذهب (تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير و الاعلام)؛ جلد 2 ؛صفحه 265
40-مفردات الفاظ القرآن؛ صفحه 75
41-نظم المتناثر من الحديث المتواتر؛ صفحه 190
1-حديث حضرت محمد صلي الله عليه و آله درباره آباي رسول الله (ص) (التمهيد فى علوم القرآن؛جلد 7 ؛صفحه 67)
2-بررسي آباي رسول الله (ص) (حق اليقين فى معرفة اصول الدين؛جلد 1 ؛صفحه 111)
3-طهارت مولد آباي رسول الله (ص) (حق اليقين فى معرفة اصول الدين؛جلد 1 ؛صفحه 134)
4-عدم آلودگي آباي رسول الله (ص) به شرك (عين الحياه؛جلد 1 ؛صفحه 132)