لیست دامنه ها

 191438
 هابرماس ، يورگن ،1929-م «تصويب اولی» 
 اعلام

هابرماس ، يورگن ،1929-م

يورگن هابرماس

از ويکي‌پديا، دانشنامه? آزاد

يورگن هابرماس JuergenHabermas retouched. jpg

شناسنامه

حيطه نظريه اجتماعي, معرفت‌شناسي

فلسفه سياسي, کاربردشناسي

دوره فلسفه غربي

مکتب فلسفه قاره‌اي

زادروز ?? ژوئن ???? ‏ (?? سال)

زادگاه دوسلدورف، آلمان

متأثر از

[نمايش]

مجموعه مقالاتي در مورد

مکتب فرانکفورت

نظريه پردازان مکتب فرانکفورت

آثار مهم

عقل و انقلاب

ديالکتيک روشنگري

اخلاق صغير

انسان تک ساحتي

ديالکتيک منفي

نظريه کنش ارتباطي

نظريه پردازان مهم

ماکس هورکهايمر • تئودور آدورنو

هربرت مارکوزه • والتر بنيامين

زيگفريد کراکاور • فريدريش بولوک

فرانتس نويمان • ليو لوپنتال

اريش فروم • هلموت رايخلت

يورگن هابرماس • اکسل هونت

مفاهيم مهم

نظريه انتقادي • ديالکتيک • پراکسيس • نقد پوزيتيويسم

فرهنگ توده‌اي • صنعت فرهنگ

سرمايه‌داري

ن ب و

يورگن هابرماس (به آلماني: Jürgen Habermas) (زاده ?? ژوئن ???? در دوسلدورف آلمان) از فيلسوفان و نظريه‌پردازان اجتماعي معاصر و وارث مکتب فرانکفورت است که در چارچوب سنت نظريه انتقادي و پراگماتيسم آمريکايي کار مي‌کند. او در ارديبهشت‌ماه ???? سفري به ايران داشت.

تمرکز پژوهش‌هاي او بر روي شناخت‌شناسي، مدرنيته و تجزيه و تحليل تحولات اجتماعي جوامع پيشرفته صنعتي سرمايه‌داري و سياست روز آلمان به ويژه با توجه به نقش رسانه‌هاي همگاني است. شهرت او بيشتر به ابداع اصطلاح و تز گستره همگاني يا فضاي عمومي است که فضايي فکري و اجتماعي را مدنظردارد که در آن، فعاليتهاي آگاهي بخش رسانه‌اي به ايجاد زمينه براي بحثهاي اجتماعي و انتقادي و ظهور چيزي که او آن را براي دموکراسي بنيادي مي‌داند، مي‌انجامد.

به نظر وي اطلاعات (اکسيژن دموکراسي) در اين گستره فرآوري مي‌شود وهرچه فرايندها و روندهاي اين توليد، آزادتر و خردورزانه تر و با مشارکت حداکثري همه نيروهاي اجتماعي باشد، مزاياي دموکراسي واقعي تر و تأثيرگذارتر مي‌شود. گستره همگاني فضاي اجتماعي‌اي است که در آن مردم آزادانه شرايط اجتماعي خودرا نقد کرده ومشکلات را برشمرده و بر جريان تصميم گيري سياسي تأثير مي‌گذارند. به نظر هابرماس گستره همگاني خاستگاه افکارعمومي است. گستره همگاني ميانجي فضاي خصوصي و فضاي عمومي است و هرچه آزادتر و فکورانه تر باشد مناسبات اجتماعي خردورزانه تر و انساني تر خواهد بود. هابرماس براين اعتقاد است که از اواخر سده نوزدهم گستره همگاني براثر افزايش فعاليتهاي تجاري و بازرگاني و سودگرايي دارندگان اين رسانه‌ها و نيز فروکش کردن تمايلات انقلابي پيشين سرمايه داري رو به انحطاط گذاشته‌است. [?]

محتويات

? زندگي‌نامه

? انديشه

?. ? هابرماس و رسانه

? هابرماس در ايران

? جستارهاي وابسته

? پانويس

? منابع

زندگي‌نامه

هابرماس از بزرگ‌ترين فلاسفه و عالمان اجتماعي زنده دنيا و وارث مکتب فکري بانفوذِ فرانکفورت است؛ مکتبي که تأثيري بسيار ژرف بر تحول فکري او گذاشته‌است. تا آن‌جا که پيش از هر چيز نام او، مکتب فرانکفورت را تداعي مي‌کند. شايد به دليل رفتار رسمي هابرماس باشد که اطلاع چنداني از زندگي شخصي و خانوادگي او در دست نيست؛ جز اين‌که ازدواج کرده و سه فرزند دارد؛ در دوران آلمان نازي بزرگ شده و همين، نقطه آغاز بسياري از تحولات فکري‌اش مي‌باشد. به اين معنا که او هم مانند بسياري از روشنفکراني که نازيسم را تجربه کرده‌اند، در آغاز کار روشنفکرانه‌اش سخت کنجکاو شد تا بداند چطور مي‌توان ظهور نازيسم را در آلمان - کشوري با اين همه انديشه فلسفي درخشان و رهايي‌بخش - تبيين کرد و توضيح داد؟ او هم، مانند ساير روشنفکران معاصر خود، به صرافت بازانديشي و تعيين دوباره جايگاهِ دقيقِ سنت تفکر آلماني که اين‌چنين تحقير شده بود، افتاد.

هابرماس، در ???? در دوسلدورف آلمان، به دنيا آمد. پدرش، رييس دفتر صنعت و تجارت شهر و پدربزرگش، مدير آموزشگاه محلي بود. پس خاستگاه خانوادگي‌اش، از طبقه متوسط و اهل انديشه‌است. تحصيلاتش را در شهر گومزباخ و در دانشگاه‌هاي گوتينگن، بن و زوريخ گذراند و مدتي روزنامه‌نگار بود. در ???? از رساله‌اش با عنوان مطلق و مفهوم تاريخ: در بررسي تضاد بين مطلق و مفهوم تاريخ در انديشه شلينگ دفاع کرد.

در دهه ????، هابرماس آثار لوکاچ را خواند و به‌شدت تحت تأثير قرار گرفت. بعد به مطالعه نوشته‌هاي ديگر متقدمان مکتب فرانکفورت روي آورد. بين سال‌هاي ???? تا ???? دستيار آدورنو شد و به اين ترتيب از استادش بسيار آموخت و مجموعاً همه اين‌ها باعث گرديد تا اولين اثرش يعني دگرگوني ساختاري حوزه عمومي را در ???? بنويسد. مجموعه تأييدها، کاربست‌ها و نقدهاي بسيار، اين کتاب را - که البته با تأخير زياد در سال ???? به انگليسي ترجمه شد - به اثري هم‌چنان زنده و پرخواننده بدل ساخته‌است.

هابرماس، از ???? تا ???? در دانشگاه هايدلبرگ به تدريس فلسفه پرداخت و نيز از ???? تا ???? در دانشگاه فرايبورگ جامعه‌شناسي و فلسفه تدريس کرد. از ???? تا ???? مديريت مؤسسه تحقيقات ماکس پلانک در استارنبرگ را بر عهده گرفت. پس از بازگشت به فرانکفورت در ????، بزرگ‌ترين اثر خود، نظريه کنش ارتباطي را منتشر ساخت. از ???? تا ???? نيز در دانشگاه گوته فرانکفورت به تدريس اشتغال داشت و اکنون بازنشسته شده. جز اين‌ها، مطالعه پراگماتيسمِ آمريکايي و انديشه‌ورزي در حوزه‌هاي متنوع فلسفي - که مغفولِ دانش‌جويان هم‌نسلش بود - او را از ساير انديشمندان هم‌ترازش متمايز ساخته‌است.

او در مقالات و کتابهاي خود از کارل پوپر، هانس گئورگ گادامر، فرانسوا ليوتار و ژاک دريدا انتقاداتي داشته و آنان را به مباحثه خوانده‌است. وي همچنين بزرگترين نظريه‌پرداز جنبش دانشجويي تاکنون بوده و بيشترين ارتباطات دانشگاهي و تشکيلاتي را با آنان داشته‌است. هر چند که تندروي‌هاي دانشجويان آلماني در جريان انقلابات دانشجويي دهه هفتاد او را خشمگين ساخت بگونه‌اي که حرکت‌هاي دانشجويان را فاشيسم چپ گرا خواند. او بعدها از کاربرد شتابزده اين اصطلاح پشيمان شد اما بر مواضع انتقادي خود از آنان باقي‌ماند.

انديشه

مطالعه آثار هابرماس، خواننده را پيشاروي جامعه‌شناسي قرار مي‌دهد که بن‌مايه‌هاي قوي فلسفي دارد و اين موضوع، يکي از تفاوت‌هاي او با فرانکفورتي‌هاي قديمي‌تر است. هابرماس گرچه هم دانش‌آموخته و هم اين‌روزها نماينده? زنده - و به بياني، آخرين بازمانده - مکتب فرانفکورت است؛ اما در مواردي با آن‌ها هم‌رأي نيست. از جمله اين‌که زيربنا و بن‌مايه کارهاي هابرماس فلسفي‌ست؛ در حالي‌که مثلاً در انديشه‌هاي آدورنو و هورکهايمر - شايد جز در مقاله نظريه انتقادي و نظريه سنتي و در مانيفست ???? و همين‌طور در نطق افتتاحيه هورکهايمر - تأکيد زيادي بر فلسفه وجود ندارد. در يک کلام، هابرماس از پيشينه فلسفي آلمان، بسيار پرمايه‌تر از ديگر فرانکفورتي‌ها بهره برده‌است و اين، خود را در نقد هابرماس به آدورنو و ديگر فرانکفورتي‌ها نشان مي‌دهد، آن‌جا که سرزنش‌وار از عدمِ توجه آن‌ها به هايدگر مي‌گويد. باز به همين شکل، با اينکه بسياري از فرانکفورتي‌هاي نسل اول براي رهايي از نازيسم، مدتي کم و بيش طولاني را در آمريکا گذراندند، هابرماس در نقد آن‌ها از کم‌توجهي‌شان به جامعه‌شناسي آمريکايي مي‌گويد. در حالي‌که خود، کاملاً از جامعه‌شناسي آمريکايي در نظريه‌پ

ردازي سود برده‌است.

نيز، هابرماس، اشکالِ نمادين تعامل اجتماعي را به نظريه انتقادي فرانکفورت افزوده‌است و به‌هيچ‌وجه، بدبيني فرانکفورتي‌ها را نسبت به خِرَد ابزاري ندارد. او، به خرد رهايي‌بخش و بهترشدن زندگي مردم معتقد است. بن‌مايه‌هاي فلسفي کار هابرماس و تعلقش به مکتب انتقادي باعث مي‌شود که براي جامعه‌شناسي به جز تحليل و تبيين، وظيفه ارائه راه حل و ياري رساندن به ديگران را نيز قايل باشد و همه اين‌ها، مجموعاً او را به انديشمندي بزرگ و متفاوت بدل نموده‌است. اين تفاوت را پيوزي، به خلاصه‌ترين وجه، اين‌طور بيان مي‌کند:

هابرماس، از توجه زيادي که به او شده در شگفت است. براي او، زندگي فکري، بازي، شغل و پرورش هوش و استعداد نيست؛ بلکه قبل از هر چيز، احساس انجامِ وظيفه‌است و همين احساسِ انجامِ وظيفه از طريقِ جديت اخلاقي، بر تمام کارهاي او سايه افکنده‌است. تنها هدفِ تحقيقاتي هابرماس، پيش‌بيني و توجيهِ جامعه بهتر جهاني‌ست که فرصت‌هاي بيشتري را براي نيکبختي و صلح و وحدت ممکن سازد. جامعه‌اي عقلاني‌تر و منطبق با نيازهاي جمعي و نه منطبق با قدرت‌هاي خودکامه. هابرماس پس از فاجعه ?? سپتامبر در گفتگويي مسئله ناهمزماني تفکر و ابزار را مطرح مي‌کند که در جوامع پيش و در حال گذار موجب خشونت و در نهايت تروريسم مي‌شود. هابرماس از حمله نظامي آمريکا عليه صرب‌ها در جنگ کوزوو حمايت کرد که با انتقادهاي زيادي مواجه شد. [?]

هابرماس و رسانه

از نگاه هابرماسي، سرشت همه جايي و همه شمول رسانه‌ها، هيچ راهي براي شکل گيري و باليدن تفکر انتقادي يا کنش انتقادي براي افراد باز نمي‌گذارد. وقتي قدرت برخورد انتقادي و سازنده? افراد با دانش و اطلاعاتي که از بالا دريافت مي‌کنند به يغما مي‌رود، آنان به صورتي منفعل و منزوي در زيست‌جهان به سر مي‌برند و روال‌ها مکرر روزمره را بدون تفکر مي‌پذيرند و ان را صرفاً ً طبيعتي ثانوي به شمار مي‌آورند. [?] (swingewood,1997: 77)

هابرماس در ايران

او که به دعوت مرکز گفتگوي تمدن‌ها به ايران آمده بود، در روز ‎?? ارديبهشت ???? در دانشگاه تهران به سخنراني پرداخت. در اين سخنراني او به نقد جامعه? سکولار غرب و نتايج سکولار شدن جامعه پرداخت و به سوالات حاضربن پاسخ داد. وي پس از بازگشت به آلمان، در مصاحبه‌اي با فرانکفورتر آلگماينه وقايع سفر و نتايج آن را شرح داد. او در زمان حضورش در ايران با محسن کديور، [[سعيد حجاريان و جمعي ديگر از اصلاح‌طلبان ديدار داشته و نظر خود را در رابطه با اصلاحات و تعيين ميزان پيشروي آن را با اين افراد در ميان گذاشته‌است. [?]

جستارهاي وابسته

فيلسوفان سده بيستم

نامداران فلسفه غرب

پانويس

(وبستر????)

«Jürgen Habermas-Germany's state philosopher turns 85».

فرهنگ و زندگي روزمره - اثر اندي بنت - ترجمه? ليلا جوافشاني/ حسن چاوشيان - نشر اختران - چاپ اول ???? - ص ??-??

«Jürgen Habermas trifft im Iran auf eine gespr?chsbereite Gesellschaft». دانشگاه جورجيا به نقل از فرانکفورتر آلگماينه، ?? ژوئن ????. بازبيني‌شده در ? مارس ????.

منابع

نوذري، حسينعلي (????) ؛ بازخواني هابرماس؛ چاپ اول؛ تهران: نشر چشمه

وايت، استيون (????) ؛ خرد، عدالت و نوگرايي: نوشته‌هاي اخير يورگن هابرماس؛ ترجمه محمد حريري اکبري؛ چاپ اول؛ تهران: نشر قطره

پيوزي، مايکل (????) ؛ يورگن هابرماس؛ ترجمه احمد تدين؛ چاپ اول؛ تهران: نشر هرمس

وبستر، فرانک، نظريه‌هاي جامعه اطلاعاتي، ترجمه اسماعيل قديمي (تهران: قصيده سرا ???? چ?)

در ويکي‌انبار پرونده‌هايي درباره? يورگن هابرماس موجود است.

[نهفتن]

ن ب و

1-دیدگاه هابرماس ، يورگن ،1929-م درباره هرمنوتيك گادامر (درآمدي بر هرمنوتيک؛جلد 1؛صفحه 332)
2-بررسي انديشه هابرماس ، يورگن ،1929-م درباره تفکر انتقادی (درآمدي بر هرمنوتيک؛جلد 1؛صفحه 333)
3-بررسي انديشه هابرماس ، يورگن ،1929-م درباره تفکر انتقادی (درآمدي بر هرمنوتيک؛جلد 1؛صفحه 333)
4-تاثير پذيري هابرماس ، يورگن ،1929-م از كارل ماركس در مساله تفکر انتقادی (درآمدي بر هرمنوتيک؛جلد 1؛صفحه 334)
5-تاثير پذيري هابرماس ، يورگن ،1929-م از كارل ماركس در مساله تفکر انتقادی (درآمدي بر هرمنوتيک؛جلد 1؛صفحه 334)
6-نقد ایدئولوژی در انديشه هابرماس ، يورگن ،1929-م (درآمدي بر هرمنوتيک؛جلد 1؛صفحه 336)
7-تاثير علایق اجتماعی مانند قدرت و ايدئولوژي بر افق های فهم از منظر هابرماس ، يورگن ،1929-م (درآمدي بر هرمنوتيک؛جلد 1؛صفحه 337)
8-تقسيم علوم بشري به لحاظ علایق سازنده دانش به علوم تجربي و علوم تاریخی – هرمنوتیکی و علوم اجتماعي از منظر هابرماس ، يورگن ،1929-م (درآمدي بر هرمنوتيک؛جلد 1؛صفحه 337)
9-نقش علاقه عملی در علوم تاریخی – هرمنوتیکی از منظر هابرماس ، يورگن ،1929-م (درآمدي بر هرمنوتيک؛جلد 1؛صفحه 338)
10-مخالفت هابرماس ، يورگن ،1929-م با كاربرد روش تجربي در علوم اجتماعي (درآمدي بر هرمنوتيک؛جلد 1؛صفحه 338)
11-مخالفت هابرماس ، يورگن ،1929-م با كاربرد بازی های زبانی ويتگنشتاين ، لودويك ، 1889 - 1951م در علوم اجتماعي و تقابل آن با تفکر انتقادی (درآمدي بر هرمنوتيک؛جلد 1؛صفحه 339)
12-نقد هابرماس ، يورگن ،1929-م بر گادامر درباره مشروعیت توافق بر سنت (درآمدي بر هرمنوتيک؛جلد 1؛صفحه 345)
13-نقد موقعیت هرمنوتیکی گادامر توسط هابرماس ، يورگن ،1929-م (درآمدي بر هرمنوتيک؛جلد 1؛صفحه 346)
14-نقد دیدگاه هابرماس ، يورگن ،1929-م درباره نقد ایدئولوژی به عنوان روش حاکم بر علوم اجتماعي (درآمدي بر هرمنوتيک؛جلد 1؛صفحه 347)
15-نقد هابرماس ، يورگن ،1929-م بر گادامر درباره عمومیت هرمنوتیک (درآمدي بر هرمنوتيک؛جلد 1؛صفحه 348)
16-نفي عمومیت هرمنوتیک توسط هابرماس ، يورگن ،1929-م و دفاع وي از نقد ایدئولوژی و علاقه رهایی بخش و نقد پل ريكور به آن (درآمدي بر هرمنوتيک؛جلد 1؛صفحه 395)
17-مقايسه هرمنوتیک سنت و نقد ایدئولوژی از منظر پل ريكور و هيدگر ، مارتين و هابرماس ، يورگن ،1929-م (درآمدي بر هرمنوتيک؛جلد 1؛صفحه 396)
18-نقش بدفهمي در عمل فهم و ايدئولوژي در علوم اجتماعی انتقادی از منظر گادامر و هابرماس ، يورگن ،1929-م (درآمدي بر هرمنوتيک؛جلد 1؛صفحه 397)
19-دلائل طرح انديشه علوم اجتماعی انتقادی توسط هابرماس ، يورگن ،1929-م (درآمدي بر هرمنوتيک؛جلد 1؛صفحه 397)
20-نقد هابرماس ، يورگن ،1929-م به نسبي انگاري هرمنوتيك گادامر (كلام جديد؛جلد 1؛صفحه 115)
21-نقد هابرماس ، يورگن ،1929-م بر گادامر ، هانس گئورگ ،1900-2002م درباره تاثير مواريث فرهنگی بر فهم (كلام جديد؛جلد 1؛صفحه 116)