لیست دامنه ها

 113409
 كائن «تصويب اولی» 
 فلسفه (عام)

كائن

حكما موجودات را به مبدع و كائن تقسيم مى‌كنند و صورت‌هاى اجسام عالم را كائن و حادث دانسته، ولى ماده آن و تمام موجودات مجرد را مبدع مى‌دانند. (1)

در تقسيم ديگر، موجود و فعل الهى را به سه قسم، مبدع، مكون و مخترع تقسيم مى‌كنند كه مبدع، فعل بى ماده و زمان است و مخترع، فعل مسبوق به ماده و بى زمان و مكون، هم مسبوق به ماده و هم مسبوق به زمان است، بنابر اين، همه حوادث زمانى و تركيباتى كه در عالم طبيعت، نباتات و حيوانات رخ مى‌دهد، از قسم مكونات هستند. (2) هم چنين افلاك و كواكب به حسب خصوصيات و جزئيات، كائن فاسد‌اند و براى تحقق خود علاوه بر ماده و صورت، نياز به غايات عقليه دارند. (3)

و نيز در وصف كائنات گفته‌اند: آن‌ها مخلوقاتى هستند كه صورت زمانى دارند، يعنى در ميان عدم ازلى و عدم ابدى، يك فاصله محدودى را پر كرده‌اند، اين‌ها معلول هايى هستند كه نوع وجودشان، نوعى وابستگى دايمى بر غير خودشان است كه آن غير، ماده نام دارد. (4)

بر خلاف مبدعات كه امكان ذاتى براى تحقق آن‌ها كفايت مى‌كند، در مكونات علاوه بر آن نياز به امكان استعدادى نيز هست. (5)

بعضى گفته‌اند: هر موجود كائن بعد از آن كه نبود و سپس بود شد و قبليت و بعديت آن مجامع با هم نباشند، مسبوق به ماده است. (6)

از صفات موجودات كائن، يكى آن است كه فاسد و زايل شدنى است. (7)

در موجودات كائن بر خلاف ابداعيات، موجود ناقص، علت براى موجود تمام و سبب بقاى آن است و موجود پست تر در خدمت موجود اشرف و معين و متمم آن است. (8)

بعضى از اجسام كائن فاسد، به بعضى ديگر تبديل شده، يا از بعضى ديگر به وجود مى‌آيند و بعضى ديگر چنين نيستند. (9)

حكما عقل فعال را علت وجود كائنات دانسته‌اند. (10)

ايجاد مكونات در دنيا، از طريق حركات اجسام و امتحانات در موارد و به تدريج حاصل مى‌شود، اما در امور اخروى به صورت انشايى است. (11)

البته اين كه حكما موجدات را به مبدع و كائن تقسيم مى‌كنند، در نسبت ميان موجودات به يك ديگر است، اما نسبت به ذات حق، همه موجودات مبدع هستند، به عبارت ديگر، هر چيزى كه از ماده به وجود آمده باشد، به دليل مبدع بودن ماده، آن چيز نسبت به خداوند مبدع است، اگر چه نسبت به ماده كائن باشد. (12)